تبليغاتX
کلبه عشق

کلبه عشق

زندگی

نامه یک دوست

نامه ی از طرف وحید به تمام عاشقان

 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم اسفند 1385ساعت 12:39  توسط مرتضی  | 

منصور

دونه دونه نگاه تو من می خونه

که می تونه دل من این جو به لرزونه

دونه دونه این نگاه های عاشقونه

ما رو آخرش به دیوونه گی میکشونه

هیشکی نمی تونه این جور عاشقونه

دل من با یک نگاه ش به لرزونه

 

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم اسفند 1385ساعت 10:42  توسط مرتضی  | 

بهار

يك گلدان- چند پره سير- يك مشت سنجد- يك مشت سماق- چند تخم مرغ رنگي-

يك مشت سكه- يك گلاب پاش- ...و اما آينه...- يك آينه با مقادير معتنابهي گرد و خاك -

يك كهنه گرد گيري - ديلينگ ديلينگ موزيك متن در مايه شور - ....بشكن بزنيد و بخنديد آقا ،

دوربين مخفيه...-كات...
عيدتان مبارك....به مباركي طنز....!....

داره عید میاد ... کجای .... از حالا ... آره از حالا

بهار مي آيد
و صداي پايش در مايع شيشه شويي، ومايع سفيد كننده و جرم گير توالت مي پيچد
-عطسه-
آهاي بهار!صبر كن،خانه تكاني ام هنوز ناتمام...

در آجيل فروشي
پسته ها خندان
بچه ها گريان
-حديث هميشگي و تكراري بهار
زيبنده آگهيهاي تبليغاتي جشن نيكوكاري
-هر سال يك بار-

بهار مي آيد...ولي من چشمم دنبال زيباييهاي پاييز است
و دلم دنبال لطافت و تازگي بهار
من انساني پاره...پاره ام
و هيچ فصلي نمي تواند مرا به هم وصل كند!...

اینم مثل این که می دونه داره بهار می یاد

 

 

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم اسفند 1385ساعت 12:31  توسط مرتضی  | 

تقدیمی

 

تقدیم به کسانی افتخار داده و به کلبه عشق من آمده اند

دوستون دارم مرتضی

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم اسفند 1385ساعت 11:59  توسط مرتضی  | 

پیشی ملوس

سلام خوبین تا حالا خوشگلی مثل من دیدین

 

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم اسفند 1385ساعت 11:56  توسط مرتضی  | 

وصیت نامه پیامبر (ص)

از شهر مدینه حاج شیخ احمد ابن این وصیت نامه را فرستاده است.

در این وصیتنامه نوشته شده است که در شب جمعه در مدینه قرآن شریف

 را مطالعه می کردم که به خواب رفتم دیدم نبی اکرم حضرت محمد (ص)

تشریف آوردند و فرمودند که این هفته شصت هزار نفر مرده اند ولی در میان

آنها حتی یک نفر هم با ایمان نبود خیلی دوران بدی شده که زنها حجاب اسلامی

را رعایت نمی کنند و خدمت شوهرشان را نمی کنند فرزندان حرف پدر و مادر خود را

گوش نمی دهند شما ای شیخ احمد به مردم این دنیا بفرمایید که نیک و پرهیز گار باشند

 چون قیامت نزدیک است در آسمان  یک ستاره ظاهر خواهد شد بعد از آن دروازه توبه 

به روی همه بسته خواهد شد. رسول اکرم (ص) فرمودند هر کس این وصیت نامه را بخواند

و یا آن را چاپ و از جایی به جایی دیگر برساند در روز قیامت من به حمایت آن شخص

می روم و خداوند خانوده  آن را هم راه بهشت نشان می دهد و باز فرمود اما کسی

که این وصیت را تمیم نکند من آن شخص را از رحمت خود محروم می کنم و هر کس این

وصیت را نقل کرده و به یاران برساند ان شاالله بدهی هایش تمام می شود حاجتمند

به مرادش می رسد شیخ احمد گفته که اگر این گفته دروغ باشد خداوند مرا لعنت

 کند و به جهنم بفرستد بر ما لازم و واجب است بر محمد(ص) صلوات بفرستیم و به

گرفتن روزه و نماز خواندن پایبند باشیم و به فکر ضعیفان باشیم و به راه راست برویم. 

هر کس صدبرگ از این را نوشته و چاپ کند و بین مردم تقسیم کند ۱۷ روز بعد

خوشحالی می بیندو ارزشمند می شود.شخصی ۵۰ برگ چاپ کرد پس از چند روز

۲۰ هزار درهم استفاده برد. شخصی دیگری این وصیت نامه را دروغ شورد چند روز 

بعد پسرش مرد برادر و خواهرعزیز هر کس ورقه بیشتری چاپ کند بیشتر خدا به او 

می دهد این وصیت نامه را دروغ نشمارید به خدای محمد ( ص) حقیقت است .امتحان کنید.

  

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم اسفند 1385ساعت 13:40  توسط مرتضی  | 

عکس با حال از فرانچسکو توتی

+ نوشته شده در  شنبه پنجم اسفند 1385ساعت 22:31  توسط مرتضی  | 

یه طبیعت با حال

 

 

+ نوشته شده در  شنبه پنجم اسفند 1385ساعت 22:27  توسط مرتضی  | 

چشم آبی

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم اسفند 1385ساعت 19:42  توسط مرتضی  | 

باران

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم اسفند 1385ساعت 19:39  توسط مرتضی  | 

عشق

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم اسفند 1385ساعت 19:28  توسط مرتضی  | 

ebru naz

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم اسفند 1385ساعت 19:23  توسط مرتضی  | 

خسته ام

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم اسفند 1385ساعت 19:14  توسط مرتضی  | 

love me

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم اسفند 1385ساعت 19:11  توسط مرتضی  | 

badan

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم اسفند 1385ساعت 19:1  توسط مرتضی  | 

 

چند روزه نمیتونم نفس بکشم ،،،

اشتباه نکنید نه سرما خوردم، نه آسم گرفتم ،نه آلرژی پاییزه دارم(!!!)فقط کمبود آرامش دارم!!!

نمیدونم کجا میشه گیرش آورد شما میدونین؟تو الماس شرق شاید بفروشن،شایدم تو پروما.

میدونین بعضی وقتا اتفاقاتی می افته که نیمیشه جلوی وقوعش رو گرفت یا نباید جلوشو گرفت،شایدم  میشه یا اصلا باید جلوشونو گرفت(اگه جملم سنگینه از اول بخونیدش!!!) در کل گاهی اتفاقاتی می افته که خیلی (شایدم اصلا)باب میلمون نیست

تو همچین مواقعی آرامشتو از دست میدی،اعصابت به هم میریزه،ظرفیتت پایین میاد،...اما فکر که میکنی  به این نتیجه میرسی : حالا که کاری از دستت بر نمیاد بگذر،عبور کن،سخت نگیر.

سخته قبول کنین که سخته از بعضی چیزا رد شدن ،سخته سخت نگرفتن بعضی مسایل.نمیگم نمیشه۰

فرصت میخواد،وقت میبره، انرژی میگیره،اینجاست که انتظار داری همه درکت کنن ،انتظار داری همه بفهمنت.انتظار بیجایی نه؟

از همه این انتظارو داشتن شاید غیر منطقی باشه که حتما هست،اما از اونایی که بهت خیلی نزدیکن چه طور میشه انتظار داشت؟

من که تحلیلی ندارم.

راستی عجیبه مثل اینکه دارم نفس میکشم...ولی آرامش؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟پیداش میکنم

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم اسفند 1385ساعت 21:26  توسط مرتضی  | 

قلب آتشین

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم اسفند 1385ساعت 19:33  توسط مرتضی  | 

عشق واقعی

به این میگن عشق

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم اسفند 1385ساعت 19:10  توسط مرتضی  | 

دوست

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم اسفند 1385ساعت 19:5  توسط مرتضی  |